<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه مطالعات بنیادین تمدن نوین اسلامی</title>
    <link>https://nic.shahed.ac.ir/</link>
    <description>فصلنامه مطالعات بنیادین تمدن نوین اسلامی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>خوانشی از &amp;laquo;حکمت رهایی‌بخش اسلامی&amp;raquo; در مبانی فکری و بینش سیاسی آیت‌اللّه خامنه‌ای و نقش آن در تمدن‌سازی نوین اسلامی</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5135.html</link>
      <description>مسلمانان در تاریخ مدرن خود با پدیدۀ تجدد غرب روبه‌رو شدند که تعامل با آن، استلزامات دشواری را پیشِ‌روی آن‌ها قرار می‌داد و تلاش تازه‌ای را از آن‌ها طلب می‌کرد. در این میان، ایجاد تمدن نوین اسلامی با طی ‌طریق مراحلی با توجه به اقتضائات جهان کنونی و نحوۀ مواجهه علمی و عملی با ملزومات تمدن تجددی غرب، نیازمند طرح الگویی بومی متناسب با مضامین اعتقادیِ اسلامی و سننِ ایرانی است. ضرورت شناخت و ارائۀ چنین الگویی را به‌عنوان بدیل مدل‌های غربی می‌توان از بیانات و سخنرانی‌های حضرت آیت‌اللّه خامنه‌ای ردیابی کرد؛ بنابراین این مقاله با این پرسش اساسی به بحث گذاشته می‌شود که با توجه به محوریت رابطۀ سنت و تجدد در هر اندیشه و عمل سیاسی معاصر، مبانی فکری و بینش سیاسی آیت‌اللّه خامنه‌ای را از حیث نسبت سنت اسلامی و تجدد سیاسی با چه الگویی می‌توان بازشناخت و نقش آن را در تمدن‌سازی نوین اسلامی صورت‌بندی کرد؟ یافته‌ها نشان می‌دهد، مبانی فکری، بینشی و کنشی آیت‌اللّه خامنه‌ای را می‌توان با اندیشۀ &amp;amp;laquo;حکمت رهایی‌بخش اسلامی&amp;amp;raquo; توضیح داد که خود در شرایطی از تقابل با غرب و درعین‌حال، تأثیرپذیری از آن شکل گرفت. ایشان متعلق به جریانی است که متفکران معاصر فرهنگ‌های غیرغربی همچون فرهنگ اسلامی در پی یافتن راه‌های بدیلی برای تجدد با تکیه بر فرهنگ بومی برآمده‌اند؛ بنابراین در فرایند تمدن‌سازی، ضرورت پایه‌ریزی یک تمدن نوین از دیدگاه ایشان را در چهارچوب این جریان فکری، می‌توان در بیانیۀ گام دوم، الگوی اسلامی _ ایرانی پیشرفت و نظریۀ نظام انقلابی صورت‌بندی کرد. نتایج این بررسی به روش توصیفی _ تحلیلی موردی به ‌شیوۀ کتابخانه‌ای و بهره‌گیری از رهیافت انتقادی با تکیه بر داده‌های پدیدارشناسانه به‌ دست آمد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارکردهای فرهنگی، اجتماعی و تمدنی مدارس دینی لکنهو در پیشبرد تشیع و وحدت اسلامی در شبه‌قارۀ هند</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5015.html</link>
      <description>مدارس دینی و مراکز شیعی لکنهو فراتر از انتقال اندیشه‌های شیعی و تربیت عالمان، در شکل‌دهی هویت جمعی و احیای تفکر دینی در برابر‌ فشارهای تاریخی و بسترهای کلان‌تر فرهنگی، دینی و سیاسی شبه‌قاره تأثیرگذار بوده‌اند. باوجوداین، به اهمیت بررسی مدارس لکنهو در چهارچوب نهادگرایی فرهنگی و نظریۀ وحدت اسلامی کمتر توجه شده است. پرسش‌ها این است که مدارس دینی لکنهو چگونه در مواجهه با چالش‌های تاریخی، سیاسی و فرهنگی، هویت اجتماعی شیعیان و‌ وحدت اسلامی در هند را تقویت کرده‌اند؟ این تجربۀ تاریخی چگونه می‌تواند درزمینۀ تحقق اهداف تمدن نوین اسلامی به کار گرفته‌ شود؟ یافته‌ها نشان می‌دهد هویت مذهبی و نقش مرجعیت دینی در سازمان‌دهی اجتماعی، نقشی محوری در تحکیم و اثربخشی تشیع در شبه‌قاره داشت. بر همین اساس، در لکنهو تلاشی هماهنگ برای نظام‌مند کردن آموزش معارف شیعی صورت گرفت و با تأکید بر نهاد مرجعیت و بهره‌گیری از شبکه‌های آموزشی و تبلیغی، ساختارهای مدنی بر پایۀ تعالیم اسلام و میراث اهل‌بیت (ع) شکل گرفت. این پژوهش با رویکرد تاریخی، روش تحلیلی و تطبیقی و استفاده از منابع معتبر و مطالعات جدید می‌کوشد الگویی مفهومی برای تبیین کارآمدی نهادهای دینی و تعلیمی در برابر تهدیدهای هویتی و عرصه‌های اجتماعی ارائه دهد. در این تجربه با تلفیق دانش دینی، سرمایۀ اجتماعی و هم‌گرایی ‌مذهبی، الگویی پایدار از نظام آموزشی و اجتماعی دینی ارائه شد که بازخوانی آن راهبردی مؤثر در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی و چهارچوب نظری برای کارآمدی نهادهای دینی و تعلیمی در جوامع اسلامی امروز خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی تجارب تاریخی اندیشمندان اسلامی در علم‌اندوزی، الگویی برای توسعۀ بُعد علمی تمدن نوین اسلامی</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_4809.html</link>
      <description>مطالعۀ تاریخ علم در سرزمین‌های اسلامی نشان می‌دهد که اندیشمندان مسلمان از همان سده‌های نخستین هجری، در میادین علمی بر دیگر ملل پیشوایی کردند، به‌طوری که بسیاری از نتایج ارزشمند در وجوه متنوع از فرهنگ و تمدن اسلامی مرهون استواری در حیات علمی بوده است.&#13;
ازآنجاکه امروزه نیز تحقق تمدن نوین اسلامی مقوله‌ای همسو با توسعۀ علمی جوامع اسلامی است، با الگوگیری از تجارب اندیشمندان مسلمان به‌عنوان ضرورتی لاینفک در فرهنگ اسلامی، جهت‌گیری دانش‌پژوهان به ‌سمت ایجاد چهارچوب علمیِ قانونمند، پویا و زاینده خواهد بود.&#13;
این پژوهش توصیفی ـ تحلیلی به ‌دنبال پاسخ‌گویی به این سؤال اصلی است: برای ارتقای مؤلفه‌های علم‌اندوزی با هدف نیل به تمدن نوین اسلامی، توجه به کدام‌یک از تجارب اندیشمندان اسلامی جزو ضروریات امروزی محسوب می‌گردد؟&#13;
با استناد به منابع کتابخانه‌ای، نتایج نشان می‌دهد تلاش برای فهم آرای گذشته و حفظ و میراث‌داری آثار کهن، دلیلی بر انتقال گزاره‌های علمی است، اما تلاش در رفع اغلاط علمی پیشینیان و همچنین اتخاذ طرح‌واره‌های مبدعانه، تحقق بُعد علمی از تمدن نوین اسلامی را میسر خواهد کرد. درضمن، غفلت از همزادی مضامین معرفتی با اسلوب تجربی و فقدان خودباوری و استقلال علمی، تحقق تمدن نوین اسلامی را با چالش مواجه خواهد کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی جلوه‌های فقاهت تمدنی در آرا و اندیشه‌های علامه محمدتقی جعفری</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_4814.html</link>
      <description>دانش فقه در عصر حاضر به موفق نبودن در عرضۀ نظام‌های نیاز جامعۀ بشری متهم شده است؛ لکن جستار حاضر با پذیرش ظرفیت چشمگیر اندیشگانی آموزه‌های شرعی و بالاخص فقه پویای امامیه و تأکید بر وجود ظرفیت تمدن‌سازی در تعالیم آن درصدد است از رهگذر تبیین مواضع و آرای علامه محمدتقی جعفری، ضمن پاسخ‌گویی به شبهۀ مزبور، به استخراج مصادیق و جلوه‌های فقه تمدنی از خلال آثار و مکتوبات ایشان، به‌مثابۀ الگویی ممتاز و راهبردی در این زمینه بپردازد. برای نیل به رسالت مذکور، نوشتار حاضر در پژوهشی مسئله‌محور و با اتخاذ رویکرد توصیفی-تحلیلی به استقصا در اندیشه‌های علامه جعفری پرداخته است و جلوه‌های فقه تمدنی را در پنج محور در آرای ایشان شناسایی و بازخوانی کرده است: 1. پاسخ‌گویی به مسائل نوپدید؛ 2. اهتمام به فقه هنر؛ 3. پرداختن به فقه روابط بین‌الملل؛ 4. عطف توجه به مسائل زنان؛ 5. رویکردهای نو و بدیع در فقه کیفری.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازگویی تمدنی موقوفه‌داری از پیشامدرن تا فرامدرن</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5083.html</link>
      <description>بیان مسئله و هدف: وقف و موقوفه‌داری در جایگاه یکی از نهادهای مهم در تمدن اسلامی نقش بسزایی در رشد و توسعۀ این تمدن داشته است. باتوجه‌به اهمیت این نهاد بازخوانی و بازبینی رویکردهای موقوفه‌داری و سیاست‌های شکل‌دهنده به آن در طول زمان (گذشته، حال و آینده) ضروری است. هدف این پژوهش بهره‌برداری از ظرفیت‌ها و قابلیت‌های موقوفه‌داری در گذشته و حال برای احیای تمدن نوین اسلامی و بالندگی وقف و موقوفه‌ها در آینده است.روش‌شناسی: این پژوهش با استفاده از روش فرایندی وندی ون انجام شده است که بر تغییر و تحول اجتماعی تأکید دارد. نتایج نیز با بهره‌گیری از گروه کانونی به‌صورت روایت بیان شده است. روایت‌های ارائه‌شده صرفاً توصیفی نیستند؛ بلکه براساس رویدادها، نقاط عطف و مضامین تحلیلی انتخاب و تدوین شده‌اند. یافته‌ها: موقوفه‌داری در سه دورۀ زمانی اصلی بررسی شده است: 1. دورۀ پیشامدرن (فقهی‌تر): در این دوره موقوفه‌داری بیشتر تحت‌تأثیر فقه اسلامی و رویکردهای سنتی بوده است؛ 2. دورۀ مدرن (غربی‌تر): در این دوره موقوفه‌داری تحت‌تأثیر نظام‌های بروکراتیک و سودمحور غربی قرار گرفت؛ 3. دورۀ فرامدرن (خودآگاهی از سنت فقهی و غربی): در این دوره موقوفه‌داری با ترکیبی از خودآگاهی نسبت به سنت فقهی و تجربیات غربی به‌سمت تحول‌هایی جدید حرکت کرده است. این روایت‌ها به فهم پویایی‌های تحول و گذار موقوفه‌داری کمک می‌کنند.نتیجه‌گیری: تحول تمدنی موقوفه‌داری نشان‌دهندۀ رقابت و تنیدگی بین دو نظام وارداتی بروکراتیک (با رویکرد سازمانی و سودمحور) و نظام فقاهتی (با رویکرد اجتماعی و تمدنی) است. باتوجه‌به تجربۀ انباشتۀ تحول حاصل از مراحل قبل دانش و فناوری موقوفه‌داری حکمرانانه با گذر از نظام بروکراتیک و ترکیب و هم‌افزایی با نظام فقاهتی حرکت بردار تحول تمدنی موقوفه‌داری را در دالان تحول تمدنی جهت خواهد داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مهارت‌های زندگی فاطمی(س)؛ رویکردی تمدنی</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5086.html</link>
      <description>جهان اسلام به‌سوی تمدن نوین اسلامی در حرکت است. بدیهی است این تمدن با سبک زندگی غربی محقق نخواهد شد. بلکه مبتنی‌بر فرهنگ اسلامی است؛ فرهنگی که برگرفته از آموزه‌های وحی قرآنی و وحی بیانی است. تأثیرگذاری این فرهنگ اما، وابسته به آگاهی از مهارت‌های زندگی است و به‌ این ‌دلیل که فرهنگ فاطمی، همان فرهنگ نبوی، مهدوی و قرآنی است بهره‌گیری از فرمایشات حضرت زهرا(س) که الگوی شایستۀ امام عصر(ع) بوده، برای حجج الهی و ائمۀ معصومین(ع) حجت به شمار می‌آید، از لوازم تمدن نوین اسلامی محسوب می‌شود؛ تمدنی که صورت کامل آن در زمان ظهور حضرت تحقق می‌یابد. ازاین‌رو این پژوهش که با استفاده از روش تحلیلی‌توصیفی و با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای انجام شده، به بررسی تمدن نوین اسلامی مبتنی‌بر الگوی فاطمی پرداخته است و چنین نتیجه گرفته که در سیرۀ حضرت برای شاخصه‌ها و مؤلفه‌های مشترک و غیرمشترک تمدن اسلامی و مهارت‌های زندگی همچون تفکرورزی، بصیرت‌ورزی، علم‌آموزی، ارتباط مؤثر با دیگران، مساوات و مشورت‌گیری شواهد ارزشمندی وجود دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و تحلیلِ انتقادی اندیشۀ تمدنی محمدعابد الجابری با تأکید بر تعالیم قرآنی</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5085.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی انتقادی اندیشۀ تمدنی محمد عابد الجابری با تأکید بر تعالیم قرآنی می‌پردازد. موضوع اصلی پژوهش تحلیل و نقد چهار محور اساسی اندیشۀ الجابری شامل نظام‌های معرفتی (بیانی، عرفانی و برهانی)، نظریۀ &amp;amp;laquo;قبیله، غنیمت، عقیده&amp;amp;raquo;، گسست معرفت‌شناختی و سکولاریسم تمدنی است. مسئلۀ اصلی ارزیابی میزان سازگاری این نظریه‌ها با مبانی قرآنی در حوزه‌های معرفت‌شناسی، سیاست و تمدن اسلامی است. هدف: هدف پژوهش بررسی رویکرد تقلیل‌گرایانۀ الجابری و تطبیق آن با اصول قرآنی درجهت آشکارسازی محدودیت‌های دیدگاه اوست. روش پژوهش توصیفی، تحلیلی و انتقادی است و با رویکرد تطبیقی دیدگاه‌های الجابری را در پرتو آموزه‌های قرآن کریم بررسی کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که نظریۀ نظام‌های معرفتی الجابری با تأکید بر تعارض میان عقلانیت بیانی، عرفانی و برهانی پیوستگی و جامعیت معرفت اسلامی را نادیده می‌گیرد. علاوه‌بر این نظریۀ &amp;amp;laquo;قبیله، غنیمت، عقیده&amp;amp;raquo; با تأکید بر عوامل مادی از ابعاد اخلاقی و وحیانی تمدن اسلامی غفلت کرده است. نظریۀ گسست معرفت‌شناختی نیز با انکار تداوم معرفتی انسجام فکری اسلام را مخدوش ساخته است و دیدگاه سکولاریسم تمدنی الجابری با تفکیک دین از سیاست با مبانی قرآنی ناسازگار است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که اندیشۀ تمدنی الجابری با ارائۀ تحلیلی تک‌بعدی و تأثیرپذیری از روش‌شناسی غربی از تبیین جامع و منسجم معرفت اسلامی ناتوان است. این دیدگاه با اصول قرآنی درزمینۀ عدالت اجتماعی، آزادی عقیده و پیوستگی دین و سیاست در تعارض بوده، در ارائۀ الگویی کارآمد برای احیای تمدن اسلامی ناکام می‌ماند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی تمدنی بازنمایی مفاهیم ایثار و شهادت در طراحی دیوارنگاره‌های مترو به مثابه نمودهایی از شهر اسلامی(تهران-خطوط 1و4)</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5088.html</link>
      <description>دیوارنگاری به‌عنوان یکی از مظاهر برجستۀ هنر تمدن اسلامی، در تزیین فضاهای معماری شهری، اشاعۀ فرهنگ‌ ملی و مذهبی و ترویج ارزش‌هایی چون ایثار و شهادت تأثیر چشمگیری دارد. یکی از عرصه‌های تجلی مفاهیم ارزشمند می‌تواند در طراحی دیوارنگاره‌های مترو جلوه‌گر شود. بر همین اساس، با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر با اهداف تحلیل بصری دیوارنگاره‌های متروی تهران، شناخت نمادهای مرتبط با موضوع ایثار و شهادت و بازنمایی تصویر زنان در خطوط 1 و 4 شکل گرفته است. سؤال: مفاهیم ایثار، شهادت و بازنمایی تصویر زنان چگونه بر دیوارنگاره‌های متروی تهران نمود بصری یافته است؟&#13;
روش تحقیق به شیوۀ توصیفی‌تحلیلی و از نوع کیفی انجام شده است. نتایج حاصل نشان می‌دهد که نمای شهر اسلامی برای ظهور ماهیت خود در بستر دیوارنگاره‌های مترو، نیازمند بیان بصری مطلوب است تا گیراتر و تأثیرگذارتر تجلی یابد. دیوارنگاره‌های مترو می‌تواند به‌عنوان رویکردی مؤثر در ترویج نگاه متنی و حقیقی تمدن نوین اسلامی مانند ارزش‌های دفاع مقدس و عاشورا گام بر‌دارد. ارزش‌های معنوی همچون ایثار و شهادت با نمادها و نقش‌های ملی و مذهبی مانند پرچم، گل لاله، درخت سرو، مشت‌های گره‌کرده، حضور رزمندگان و شهدا راوی عرصۀ دفاع مقدس به نسل‌های امروز است. تصویرپردازی زنان مسلمان در این آثار، به‌عنوان نقش‌آفرینان تمدن نوین اسلامی، با ویژگی‌هایی ازجمله فضای بهشتی و مادرانه، همراهی مجاهدان، حامیان دعاگوی یا بدرقۀ رزمندگان اسلام مشاهده می‌شود. زبان تصویر بر دیوارنگاره‌ها با تبلیغ و ترویج معنویت و اخلاق، روحیۀ ایثار و جانفشانی، همچنین بالا بردن ایستادگی در برابر مستکبران به اهداف جامعۀ شهر اسلامی نزدیک می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی هم‌زیستی تمدن‌آفرین با پیروان مذاهب در مکتب اهل‌بیت</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_4817.html</link>
      <description>رهبر انقلاب معتقدند چگونگی رفتار با سایر مذاهب بخشی از نرم‌افزار تمدن اسلامی است. ازاین‌رو مقالۀ حاضر به بررسی الگوی هم‌زیستی مکتب اهل‌بیتبا پیروان سایر مذاهب در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی پرداخته است. هدف این مقاله ارائۀ الگویی براساس آموزه‌های اهل‌بیتبرای هم‌زیستی با پیروان سایر مذاهب در جهت تمدن نوین اسلامی است.&#13;
این تحقیق با روش توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای انجام شده و یافته‌های آن از این قرار است:&#13;
پیش‌انگارﮤ معرفتی لازم در این الگو انسان‌ را موجودی می‌داند که اولاً به‌صورت فطری به پذیرش حق تمایل دارد، ثانیاً انسان‌ها دارای درجات متفاوت معرفتی هستند و ثالثاً خطاهای ناشی از ناآگاهی آنان باید عفو شود.&#13;
در این الگو، رفتار بایسته (یعنی همان مصادیق هم‌زیستی) نیز با عناوینی مانند &amp;amp;laquo;گفتار حسن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;کردار حسن&amp;amp;raquo;، با رویکرد ایجابی و سلبی و اهداف میانی و بلندمدت تبیین گردیده‌ است.&#13;
این الگو در مکتب اهل‌بیت رابطۀ بسیار نزدیکی با مفهوم &amp;amp;laquo;احسان&amp;amp;raquo; در آیات قرآن و روایات دارد. ازاین‌رو می‌توان آن را &amp;amp;laquo;الگوی تمدنی احسان&amp;amp;raquo; نامید.&#13;
&amp;amp;laquo;الگوی تمدنی احسان&amp;amp;raquo; با رفع موانع هدایتگری فطرت و ایجاد انگیزه در آحاد جامعه، به آنان کمک می‌کند تا با همگرایی هرچه بیشتر و بهره‌گیری از تمام ظرفیت‌ها، به‌سوی تمدن نوین اسلامی حرکت کنند و به آن دست یابند.&#13;
 </description>
    </item>
    <item>
      <title>مرجعیت علمی قرآن در جهت‌دهی به مبانی علوم طبیعی (هستی‌شناسی، ارزش‌شناسی، غایت‌شناسی)</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5084.html</link>
      <description>دانش‌های بشری در حوزۀ شناخت طبیعت بر مبانی ویژه‌ای استوارند و در مسیر رسیدن به اهدافی که برای خود تعیین کرده‌اند، به ارزش‌ها و قواعدی پایبندند که ارکان آن دانش را تشکیل می‌دهد و در یافته‌ها و کاربردهای علوم طبیعی و به دنبال آن در سعادت بشر تأثیر بسزایی دارد. ازسویی هدایت‌بخشی قرآن کریم در زندگی دنیوی و اخروی مقتضی نقش‌آفرینی در ساحت علوم طبیعی است که مهم‌ترین جلوۀ‌ آن در جهت‌دهی به این دانش‌هاست. این پژوهش با هدف آشکارسازی نقش قرآن در مرجعیت و جهت‌دهی به علوم طبیعی و با بهره‌گیری از روش استنطاق از قرآن کریم کوشیده است تا سؤال‌هایی را که از جهان علم و فعالیت‌های دانشمندان علوم طبیعی دریافت شده است، به این کتاب آسمانی عرضه کند و با توصیف و تحلیل آیات مربوط به آن به پاسخ به این سؤال برسد که قرآن کریم چگونه می‌تواند در مبانی هستی‌شناختی، ارزش‌شناختی و غایت‌شناختی علوم طبیعی مرجعیت و تأثیرگذاری داشته باشد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد قرآن کریم با ارائۀ تصویری مرکب از فیزیک و متافیزیک برای جهان هستی مبانی هستی‌شناختی مورد اتکالی را برای علوم طبیعی ترسیم می‌کند که می‌تواند در جهان‌بینی دانشمندان تأثیرگذار باشد. این کتاب راهنما نظام ارزشی‌ای هماهنگ با واقعیت و سعادت انسان را معرفی می‌کند و می‌کوشد تا آن را جایگزین نظام ارزشی خودساختۀ انسان سازد و با تعیین اهدافی مطلوب که با فلسفۀ آفرینش و توانایی‌های انسان هماهنگ است، علوم را بدان‌سو جهت‌دهی کند تا در خدمت سعادت بشر قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ظرفیت تمدنی امامت در بعد سیاسی تمدن نوین اسلامی</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5082.html</link>
      <description>تحقیق حاضر با عنوان &amp;amp;laquo;ظرفیت تمدنی امامت در بعد سیاسی تمدن نوین اسلامی&amp;amp;raquo;، با هدف معرفی ظرفیت‌های سیاسی امامت، به روش توصیفی ـ تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه‌ای (کلامی ـ تمدنی) انجام شده و از دو جهت دارای اهمیت است: از جنبۀ کلامی، برای نشان دادن برون‌دادهای میدانی و تمدنی آموزه‌های اعتقادی امامیه؛ از جنبۀ تمدنی، برای کاوش دربارﮤ مبانی سیاسی تمدن نوین اسلامی و نتایج آن. ساختار تحقیق به این ‌صورت سامان یافته است: بیان شئون امامت، آثار سیاسی مبحث شئون امامت، فرایند تشکیل و تثبیت حکومت، فلسفه و نتایج حکومت ولایی.براساس یافته‌های تحقیق، ۱. در نظام سیاسی مبتنی‌بر آموزﮤ امامت، امامِ معصومِ منصوب ازطرف خدا، محور حکومت است. ۲. نفوس انسانی در پرتو معارف الهی به دست امام تربیت می‌یابند. ۳. نفوس تربیت‌یافته به دست امام در شکل‌گیری و تداوم حکومت حق، نقش اساسی دارند و با حضور در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی، در اقامۀ عدل و قسط، پایا و پویا هستند. 4. اقامۀ عدل و قسط از نتایج حکومت در پرتو آموزﮤ امامت است. 5. اقامۀ قسط و عدل زمینه‌ساز عبودیت و بندگی جمعی است. 6. انتفاع دنیوی و اخروی حقیقی در پرتو بندگی جمعی حاصل می‌شود.بنابراین امام در فرایند مراحل پنج‌گانه، در استقرار تمدن نوین اسلامی ایفای نقش ایفا می‌کند. به این صورت، مؤلفه‌های اصلی تمدن اسلامی با محوریت امام و فعالیت امت تشکیل و تحکیم می‌شود. درنتیجه، زمینۀ عبادت و بندگی که هدف خلقت است، فراهم می‌گردد و قرب الهی و فوز و فلاح بندگان حاصل می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نقش حوزه‌های علمیه در چارچوب فقه حکومتی به‌مثابۀ فقه تمدن‌ساز براساس آرای شهید مطهری</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5017.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تبیین مسئولیت‌های حوزه‌های علمیه کارآمد در چارچوب فقه حکومتی به‌مثابۀ فقه تمدن‌ساز و با تأکید بر اندیشه‌های شهید مطهری انجام شده است. روش این پژوهش توصیفی‌ـ‌تحلیلی است و با استناد به آثار شهید مطهری، ویژگی‌های فقه تمدن‌ساز و مسئولیت‌های حوزه‌های علمیه در فرایند تمدن‌سازی اسلامی را بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که از منظر شهید مطهری، تمدن‌سازی اسلامی مستلزم تحول در روش‌های اجتهادی، گسترش دایرۀ موضوعات فقهی و تعامل سازنده حوزه‌های علمیه با نهادهای حکومتی است. فقه حکومتی به‌عنوان &amp;amp;laquo;مهندسی اجتماعی اسلام&amp;amp;raquo;، ویژگی‌هایی مانند حکومت‌محوری، نظام‌سازی، پویایی و پاسخگویی به نیازهای نوظهور تمدنی دارد. حوزه‌های علمیه نیز در جایگاه کانون‌های تمدن‌ساز می‌توانند با تربیت فقیهان، تدوین الگوی حکمرانی اسلامی و نقد تمدن غربی، نقش پیش‌رانی در این فرایند ایفا کنند. تحقق این امر مستلزم رویکرد منظومه‌ای به فقه، توجه به مصلحت نظام و اقتضائات زمان و مکان و تشکیل گروه‌های تخصصی در سه سطح (ایده‌پردازی، برنامه‌ریزی و اجرا) برای تبیین فقه حکومتی به‌مثابۀ فقه تمدن‌ساز است. راهبردهای عملیاتی فقه حکومتی به‌مثابۀ فقه تمدن‌ساز همچون تحول در روش‌های اجتهادی با رویکرد منظومه‌ای و مقاصدی، تشکیل نهادهای تخصصی فقه حکومتی و تعامل سازنده حوزه‌های علمیه با نهادهای حکومتی و مراکز علمی از ضروریات این مسیر هستند. پیامد بهره‌گیری از فقه حکومتی به‌مثابۀ فقه تمدن‌ساز، پاسخگویی به نیازهای مادی و معنوی جامعه، تحقق جامعیت دین و ارائۀ الگوی جهانی برای تمدن اسلامی خواهد بود. درنهایت، یافته‌ها نشان می‌دهند که فقه حکومتی به‌مثابۀ فقه تمدن‌ساز می‌تواند در جایگاه &amp;amp;laquo;قانون اساسی تمدن اسلامی&amp;amp;raquo; از حاشیه به متن مدیریت جامعه وارد شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ترسیم الگوی جامع اسلامی‌سازی علوم‌انسانی‌ تمدنی با تمرکز بر نقش حوزه‌های علمیه (ناظر بر دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای مدظله)</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5087.html</link>
      <description>از منظر آیت‌الله خامنه‌ای (مدظله)، اسلامی‌سازی علوم‌انسانی‌ اهمیت و ضرورتی ویژه در راستای دستیابی به اهدافی کلان مانند بالا بردن بنای شامخ تمدن نوین اسلامی و موفقیت نظام اسلامی دارد. در این تحقیق بررسی شده است که از منظر ایشان، برای اسلامی‌سازی علوم‌انسانی‌، باید چه الگویی به کار گرفته شود و حوزه‌های علمیه به‌عنوان مراکز استکشاف معارف دینی و تولید علوم اسلامی چگونه می‌توانند در این فرایند ایفای نقش کنند؟ برای پاسخ به این پرسش‌، تلاش شده است تا دیدگاه‌های آیت‌الله خامنه‌ای، بر مبنای روش تحلیل مضمون انجام شده و الگوی جامع اسلامی‌سازی علوم‌انسانی‌ تمدنی با تمرکز بر نقش حوزه‌های علمیه، استخراج شود. در این الگو بر مؤلفه‌هایی مانند شناسایی اهداف اسلامی‌سازی علوم‌انسانی‌، شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهای مرتبط با اسلامی‌سازی علوم‌انسانی‌ و راهبردها و سیاست‌های لازم برای اسلامی‌سازی علوم‌انسانی‌ تأکید شده است. طبق یافته‌های این تحقیق، تولید علم الهی با هدف سعادت بشر و تأمین علوم لازم برای ایجاد تمدن نوین اسلامی، به‌عنوان اهداف کلان و کشف بنیان‌های علوم‌انسانی‌ مبتنی‌بر تفکر اسلامی و جهان‌بینی اسلام و اشراب جهان‌بینی اسلامی در علوم‌انسانی‌ به‌عنوان یکی از اهداف میانی اسلامی‌سازی علوم‌انسانی‌ معرفی شده‌اند. همچنین گفتمان‌سازی، تدوین مبنای علمی و فلسفیِ تحوّل علوم‌انسانی‌ و کشف بنیان‌های علوم‌انسانی‌ مبتنی‌بر جهان‌بینی اسلامی و الهی و با روش اجتهادی و متقن، ازجمله راهبردهای مهم اسلامی‌سازی علوم‌انسانی‌ با تمرکز بر نقش حوزه‌های علمیه، به‌عنوان برخی از مهم‌ترین راهبردهای این عرصه به شمار آمده‌اند.&#13;
 </description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش مؤمنان در چرخه حکمرانی عادلانه جمهوری اسلامی ایران بر اساس خطابات قرآنی &amp;quot;یا ایها الذین آمنوا” (مطالعه موردی سلامت اقتصادی و مبارزه با فساد اقتصادی)</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5016.html</link>
      <description>چکیده
حکمرانی به عنوان فرآیندی مشارکتی، همه بازیگران اجتماعی اعم از حکومتی و غیرحکومتی را در حل مسائل کلان جامعه درگیر می‌کند. در جمهوری اسلامی ایران به عنوان نظامی دینی، علی‌رغم وجود ظرفیت مغتنم هسته‌های مومنان و نقش آن‌ها در چرخه حکمرانی عادلانه در مسائل اقتصادی به منظور رسیدن به تمدن نوین اسلامی، ضعف‌هایی وجود دارد که نیازمند تقویت سلامت اقتصادی و مبارزه با فساد اقتصادی است. آموزه‌های قرآنی، نقش مومنان در چرخه حکمرانی عادلانه (تنظیم‌گری، تسهیل‌گری و سیاستگذاری) را به خوبی ترسیم کرده است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون، (روش) درصدد پاسخ به این مسأله است که: بر اساس خطابات قرآنی «یاأیها‌الذین‌آمنوا»، مؤمنان چه نقشی در حکمرانی عادلانه جمهوری اسلامی ایران با تمرکز بر تقویت سلامت اقتصادی و مبارزه با فساد اقتصادی دارند؟ (مسأله) قرآن کریم در هشتاد و نه آیه با خطاب «یا أیها الذین آمنوا»، مسئولیت‌های کلیدی مؤمنان را بیان می‌کند که هفده آیه از آن‌ها مربوط به سلامت اقتصادی و مبارزه با فساد اقتصادی است. مقاله حاضر با بررسی آیات مذکور به این نتیجه رسیده است که مومنان می‌توانند به وسیله نگارش اسناد تجاری و پایبندی به شرایط و لوازم آن، مراعات عدالت اقتصادی، مشروعیت تصرف مالی، صیانت از جامعه اسلامی و اولویت دادن به ارزش‌های اخلاقی و معنوی نسبت به مسائل اقتصادی موجب تقویت سلامت اقتصادی شوند. (یافته‌ها)
کلیدواژه: حکمرانی، حکمرانی عادلانه، الگوی حرکت علامه طباطبایی، سلامت اقتصادی، فساد اقتصادیکلیدواژه: حکمرانی، حکمرانی عادلانه، الگوی حرکت علامه طباطبایی ، سلامت اقتصادی، فساد اقتصادی</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‏های بنیادی تمدن‏سازی اسلامی و بازاندیشی حکمرانی اسلامی در مواجهه با پیچیدگی های جهان معاصر</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5041.html</link>
      <description>جهان معاصر با شبکه‌ای فزاینده از پیچیدگی‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و فناورانه شناخته می‌شود؛ پیچیدگی‌ای که الگوهای خطی و تقلیل‌گرایانه حکمرانی را با ناتوانی ساختاری مواجه کرده و ضرورت بازاندیشی در بنیان‌های معرفتی و روش‌شناختی نظام‌های حکمرانی را برجسته ساخته است. تمدن‌سازی اسلامی نیز در چنین زمینه‌ای تنها زمانی می‌تواند از سطح آرمانی به سطح برنامه‌پذیر و عملیاتی ارتقا یابد که از یک‌سو به بازسازی نظام دانایی و بازتعریف نسبت علوم اسلامی با علوم انسانی و طبیعی بپردازد و از سوی دیگر الگوی حکمرانی‌ای متناسب با منطق پیچیدگی عرضه کند. این پژوهش با رویکردی توصیفی‌ـ‌تحلیلی و انتقادی  چالش‌های اساسی تمدن‌سازی اسلامی را واکاوی می‌کند که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از: ۱. چندپارگی و گسست معرفتی میان علوم اسلامی و منظومه علوم مدرن و فقدان چارچوبی برای وحدت دانش، ۲. ناکارآمدی مدل‌های خطی در تحلیل و مدیریت مسائل غیرخطی و درهم‌تنیده جهان جدید، ۳. فقدان نظریه‌ای یکپارچه در حکمرانی اسلامی که بتواند از مبانی توحیدی تا طراحی نهادی و اجرایی را پوشش دهد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ۱. بازآرایی معرفت دینی و نوسازی روش‌شناسی علوم اسلامی در نسبت با علوم انسانی و طبیعی، شرط لازم ورود تمدن‌سازی اسلامی به عرصه برنامه‌ریزی کلان است، ۲. حکمرانی اسلامی زمانی کارآمد می‌شود که عقلانیت توحیدی، روش‌شناسی سیستمی و نگاه میان‌رشته‌ای را به‌گونه‌ای هماهنگ در تولید نظریه و تصمیم‌سازی به‌کار گیرد، ۳. الگوی پیشنهادی «حکمرانی ولایی» می‌تواند با سازمان‌دهی هماهنگی در سطوح الگوواره، احکام، نظریه، طراحی و اجرا، چارچوبی یکپارچه برای مدیریت پیچیدگی و صورت‌بندی نقشه دانایی تمدن‌ساز اسلامی فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و تبیین الگوی تحول تمدن ساز در نظام آموزش عالی از منظر امام خامنه ای</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5103.html</link>
      <description>چکیده
یکی از مهم ترین مباحث در بیانات امام خامنه ای، واژه تحول است که شامل تحول در زمینه های مختلف ازجمله نظام آموزش عالی است. با عنایت به اهمیت موضوع، این پژوهش با هدف طراحی و تبیین الگوی تحول تمدن ساز در نظام آموزش عالی از منظر امام خامنه ای انجام شده است. روش تحقیق کیفی از نوع بنیادی است. از آنجا که از نتایج این تحقیق در ایجاد تحول در نظام آموزش عالی می توان بهره برد، از این جنبه این پژوهش کاربردی نیز محسوب می شود. محتوای مورد تحلیل شامل تمامی بیانات امام خامنه ای در زمینه تحول در آموزش عالی از سال 1368 تا خرداد 1403به صورت تمام شمار است. با توجه به ماهیت اکتشافی تحقیق، برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون استفاده و184 مضمون پایه، 41 مضمون سازمان دهنده و 14مضمون فراگیر استخراج شد. بر اساس یافته ها، از منظر امام خامنه ای، نظام فعلی آموزش عالی کشور پاسخگوی اهداف و نیازهای کشور نیست و برای رسیدن به وضعیت مطلوب، نیازمند تحول اساسی است و این تحول باید مبتنی بر هویت اسلامی، مبانی قرآنی، تعلیم و تربیت متعالی، توحید محور و تمدن ساز بوده در جهت آرمان اصلی انقلاب اسلامی برای ایجاد تمدن نوین اسلامی و رسیدن به حیات طیبه، به فتح قله های علمی و کسب مرجعیت علمی در جهان بیانجامد. بر اساس نتایج پژوهش، امام خامنه ای برای تحقق تحول مطلوب در نظام آموزش عالی، بر بهینه سازی ساختار و عملکرد آن تاکید و الگوی آن را مشخص فرمودند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهبردهای تحقق وحدت در چشم انداز تمدن نوین اسلامی در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مدظله)</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5104.html</link>
      <description>وحدت اسلامی، به‌ عنوان یکی از ارکان اساسی در حفظ و استحکام تمدن نوین اسلامی، همواره مورد تأکید اندیشمندان و رهبران دینی بوده است. در شرایط کنونی جوامع اسلامی، تفرقه و اختلافات مذهبی، از موانع اصلی شکل‌گیری امت واحده محسوب می‌شود. هدف از این پژوهش، شناسایی و تحلیل راهبردهای تحقق وحدت اسلامی در چشم‌انداز تمدن نوین اسلامی در منظومه فکری ایشان می باشد. روش‌شناسی این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد کیفی صورت پذیرفته است و داده ها بر مبنای تحلیل محتوای بیانات رهبری استخراج شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که راهبردهای تحقق وحدت در منظومه فکری مقام معظم رهبری به مثابه یک ضرورت سیاسی دارای سه ساحت عملیاتی شامل محورهای همکاری سیاسی میان کشورهای اسلامی، پرهیز از تفرقه افکنی مذهبی و حمایت از مسائل اساسی ملت فلسطین؛ ساحت ساختاری شامل محورهای ضرورت وجود تشکیل نهادهای بین المللی مشترک اسلامی، رسانه های فراملی هماهنگ و وحدت محور در جهان اسلام و ارتباط نخبگان علمی، فرهنگی و مذهبی کشورهای اسلامی و ساحت گفتمانی شامل محورهای بازتولید هویت امت اسلامی، تقابل با گفتمان های استعماری و استکباری و بازخوانی و احیای اندیشه تمدنی اسلام در گفتمان معاصر است. بر این اساس ساحت های سه گانه مدنظر ایشان نه به ‌مثابه سه سطح گسسته از یکدیگر، بلکه به‌عنوان اجزای مکمل یک راهبرد کل‌نگرانه به وحدت اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است و به ‌صورت یک نظام به هم پیوسته ادراکی، نهادی و کنشی راهبردهای احیای قدرت تمدنی اسلام در قرن حاضر را در راهبردهای مدنظر مقام معظم رهبری  به نمایش می گذارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کرامت انسانیِ تقوامحور: الگوی قرآنی برای جامعه‌پردازی در تمدن نوین اسلامی و مواجهه با بحران‌های هویتی معاصر</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5105.html</link>
      <description>جهان معاصر با بحران‌های هویتی و بی‌عدالتی‌های گسترده‌ای مواجه است که عمدتاً از برتری‌جویی‌های کاذب مبتنی بر معیارهای اعتباری نظیر نژاد و ملیت نشأت می‌گیرد. هدف این پژوهش، ارائه کرامت انسانیِ تقوامحور به مثابه یک الگوی قرآنی برای جامعه‌پردازی در تمدن نوین اسلامی و همچنین به منظور تبیین راهکاری بنیادین برای مواجهه با بحران‌های هویتی معاصر است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به آراء مفسران، به تحلیل آیات کلیدی قرآن کریم(به‌ویژه حجرات: ۱۳؛ و همچنین انبیاء: ۹۲؛ روم: ۲۲؛ آل عمران: ۱۰۳ و ۹۵)در باب نظام ارزشی و معیار کرامت انسانی پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که قرآن کریم، با محوریت آیه «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ»(حجرات: ۱۳)، تقوا را به عنوان تنها معیار حقیقی واکتسابی کرامت و فضیلت انسانی معرفی می‌کند. این نظام ارزشی، با تأکید بر وحدت منشأ خلقت انسان، پذیرش تنوع زبانی و نژادی به عنوان آیات الهی، دعوت به تشکیل امت واحده فراتر از مرزهای قومی و ملی، و فراخوان به اعتصام به حبل‌الله،تمامی مبانی اعتباری برتری‌جویی را مردود شمرده و آن‌ها را از مظاهر جاهلیت قلمداد می‌کند. نظام ارزشی قرآن با ارائه تقوا به عنوان معیاری متعالی و جهان‌شمول، الگویی اصیل و انسان‌محور برای جامعه‌پردازی در تمدن نوین اسلامی عرضه می‌دارد. این الگو، پتانسیل قابل توجهی برای مواجهه مؤثر با بحران‌های هویتی معاصر، کاهش تعصبات و تبعیض‌ها، و در نهایت، زمینه‌سازی برای تحقق عدالت اجتماعی و شکوفایی کرامت انسانی در چارچوب یک تمدن نوین اسلامی را داراست</description>
    </item>
    <item>
      <title>الزام قانونی حجاب در نظام جمهوری اسلامی ایران: تحلیلی بر مبانی اخلاقی، حقوقی و کارکردهای تمدنی</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5106.html</link>
      <description>مسأله الزام به حجاب از جمله موضوعات مناقشه‌برانگیز در تقاطع میان اخلاق دینی، نظام حقوقی و الگوهای تمدنی است که تحلیل جامع آن مستلزم بررسی چندلایه مبانی نظری در این سه حوزه می‌باشد. در نظام معرفتی اسلام، حجاب واجد ماهیتی اخلاق‌محور و ناظر به صیانت از کرامت انسانی، عفت عمومی و سلامت روانی جامعه تلقی می‌شود. در عین حال، در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران، این مقوله به‌عنوان یک الزام قانونی با ضمانت اجرای کیفری تعریف شده و در چارچوب اصولی چون نظم عمومی، مصلحت اجتماعی و مسئولیت جمعی تبیین می‌گردد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و به شیوه کتابخانه‌ای، ضمن تبیین مبانی اخلاقی و حقوقی الزام به حجاب، به بررسی ابعاد تمدنی آن در چارچوب تمدن نوین اسلامی نیز می‌پردازد. در این سطح، حجاب نه‌تنها یک هنجار فردی یا حکم شرعی، بلکه به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های سبک زندگی اسلامی و سازوکاری برای بازتولید هویت فرهنگی، تنظیم روابط اجتماعی و تقویت نظم اخلاقی در جامعه تحلیل می‌شود. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در نظام حقوقی مبتنی بر شریعت، اولویت با اقناع فرهنگی، درونی‌سازی هنجارها و تقویت سرمایه اجتماعی است، اما در صورت تهدید ارزش‌های بنیادین و اخلال در نظم عمومی، استفاده از ضمانت اجراهای حقوقی و کیفری به‌عنوان ابزار نهایی قابل توجیه خواهد بود. در نهایت، اتخاذ رویکردی ترکیبی، تدریجی و هوشمند که همزمان ابعاد اخلاقی، حقوقی و تمدنی را در نظر گیرد، می‌تواند به ایجاد تعادل میان آزادی‌های فردی و مصالح اجتماعی و نیز تقویت فرآیند تمدن‌سازی اسلامی منجر گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل روش‌های مواجهه با انگاره اجبار عقیده‏ در اسلام با رویکرد تمدنی در کتاب «شبهه‌پژوهی قرآنی»‏</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5107.html</link>
      <description>یکی از مهم‌ترین آسیب‌های اعتقادی در مسیر تثبیت تمدن نوین اسلامی ‏ انگاره اجبار عقیده‏ در اسلام‏ ‏است که باهدف ‏مخدوش ساختن ‏چهره این دین الهی و متهم‌کردن مسلمانان به خشونت‌طلبی مطرح شده است. ‏هدف از پژوهش حاضر ‏‏تحلیل ‏روش‌های مواجهه با ‏انگاره اجبار عقیده‏ در اسلام با رویکرد تمدنی در کتاب «شبهه‌پژوهی قرآنی» است. این ‏پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی و مطالعه ‏اسنادی انجام شده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که مؤلف در مواجهه با ‏انگاره اجبار عقیده از مجموعه‌ای از روش‌های متنوع، از ‏جمله روش نقلی ـ تاریخی، نقد و ابطال مبنای شبهه، ارائه ‏نمونه‌های عینی، سبر و تقسیم، پاسخ نقضی و طرح پرسش بهره برده است. ‏در پرتو این روش‌های چندلایه پاسخ‌گویی، ‏تمایز دقیق میان «آزادی عقیده در قلمرو تکوین» و «انحصار پذیرش عقیده در قلمرو ‏تشریع» آشکار می‌شود و نفی اکراه ‏در ‏‏دین در چارچوب منظومه تمدن نوین اسلامی معنا می‌یابد. تحلیل تمدنی این روش‌های ‏پاسخگویی در استحکام ‏بنیان‌های معرفتی تمدن نوین اسلامی نقشی راهبردی ایفا می‌کند. ‏</description>
    </item>
    <item>
      <title>روندپژوهی تحوَلات نهج‌البلاغه‌‌پژوهی در ایران؛ با تأکید بر نقش انقلاب اسلامی در تکوین تمدن نوین اسلامی</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5108.html</link>
      <description>بیان مسئله:
رخدادهای کلان سیاسی-اجتماعی می‌توانند حیات، کارکرد و چگونگی فهم متون دینی را دگرگون سازند. انقلاب اسلامی ایران نقطۀ عطفی بود که کارکرد نهج‌البلاغه را از متن کلاسیکِ ادبی-کلامی به منشوری برای «دولت‌سازی» و «تولید نرم‌افزار تمدنی» تغییر داد. چگونگی این تغییر ماهیت و نقش آن در تکوین تمدن نوین اسلامی، مسئله اصلی این پژوهش است.
هدف:
هدف این پژوهش، واکاویِ چگونگی گذار از رویکرد سنتی به رویکرد تمدنی در مطالعات نهج‌البلاغه و تبیین پیشران‌های مؤثر در تبدیل این کتاب سنّتی به به یکی از ارکان «نرم‌افزار تمدن نوین اسلامی» است.
روش‌‌شناسی:
پژوهش حاضر با روش روندپژوهی کیفی و رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. در این راستا، سیر تحولات نهج‌البلاغه‌پژوهی در بازه زمانی پیش و پس از انقلاب با تمرکز بر مؤلفه‌های «رویکرد»، «کارکرد» و «مخاطب»، مورد رصد و تحلیل تطبیقی قرار گرفته است.
یافته‌‌ها:
یافته‌ها نشان می‌دهد در انقلاب اسلامی با فعال‌‌‌شدن پیشران‌هایی نظیر «خلأ الگوی حکمرانی شیعی»، «جستجوی هویت تمدنی در برابر غرب» و «اهتمام رهبران انقلاب»، روند پژوهش‌ها از مسیر «فردی-اخلاقی» به مسیر «تمدنی-حاکمیتی» تغییر یافته است. این تحول با شاخص‌هایی چون «تکوین فقه حکومتی»، «تولید زیرساخت‌های دانشی» و «تربیت نسل تمدن‌ساز» محقق شده، هرچند در حواشیِ مسیر، با آسیب‌هایی نظیر خوانش‌های التقاطی نیز مواجه بوده است. این تحقیق، علاوه بر تبیین سرگذشت معاصر نهج‌‌البلاغه، مدلی برای تحلیل رابطۀ پیچیدۀ میان «متن» و «بستر» در مطالعات فرهنگی و اجتماعی ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل انسان‌سازی شخصیت تراز تمدن‌اسلامی بر اساس قرآن‌کریم</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5120.html</link>
      <description>یکی از ملزومات بنیادین دستیابی به تمدن‌اسلامی، تربیت «شخصیت تراز تمدن‌اسلامی» است؛ شخصیتی که بتواند ارزش‌ها، آرمان‌ها و رفتارهای متناسب با جامعه‌ اسلامی را در سطوح فرهنگی، سیاسی و اجتماعی تحقق ‌بخشد. در این راستا، شناخت مدل تربیت این شخصیت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. قرآن‌کریم به عنوان اصیل‌ترین منبع تربیتی و مدیریتی در نظام اسلامی، ظرفیت آن را دارد که الگوی انسان تمدن‌ساز را بر اساس آموزه‌های ایمانی تبیین کند. پژوهش حاضر با هدف استخراج مدل تربیت شخصیت تراز تمدن‌‌اسلامی از منظر قرآن‌کریم، آیات مربوط به ایمان را با بهره‌گیری از روش کتابخانه‌ای-اسنادی در گردآوری داده‌ها و روش تحلیل محتوای کمّی و کیفی در تحلیل مضامین موردمطالعه قرار داده است. در مرحله نخست، کلیه آیات مرتبط با ایمان استخراج و در نرم‌افزار اِکسل ثبت و کدگذاری شده، سپس به دو دسته‌ «متغیرهای بسترساز» و «رفتارهای شخصیت‌مؤمنانه» تقسیم گردیده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که در مرحله بسترسازی، متغیرهای معرفتی (غالباً ایمان به خدا، پیامبران، کتاب‌های الهی و معاد)، عاطفی (غالباً خوف از خداوند) و رفتاری (غالباً اطاعت از خدا و پیامبران) نقش بنیادین دارند. در مرحله بروز رفتار نیز مؤمن تمدن‌ساز، بیشتر در دو عرصه فرهنگی و سیاسی نمود می‌یابد. در عرصه فرهنگی غالباً با (عمل‌صالح، تقوا، نماز، صبر و سخن‌گفتن درست) و در عرصه سیاسی با (امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، ثبات‌قدم، تحمل سختی‌ها و عدم‌ولایت‌پذیری کفار). نتیجه پژوهش بیانگر آن است که قرآن‌کریم واجد مدل جامع و کارآمدی برای تربیت شخصیت تراز تمدن‌اسلامی است که بر پایه ایمان، معرفت و عمل‌صالح سامان می‌یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رسانه تمدنی؛ درآمدی بر یک نظریه در نسبت رسانه و تمدن</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5147.html</link>
      <description>با وجود توسعه چشمگیر مطالعات رسانه و مطالعات تمدنی، نسبت نظری میان این دو حوزه همچنان به‌صورت منسجم صورت‌بندی نشده است. در اغلب رویکردهای رایج، رسانه به‌عنوان ابزار انتقال پیام، فناوری ارتباطی یا نهادی اجتماعی مطالعه می‌شود و تمدن نیز عمدتاً یکی از عرصه‌های تأثیر آن تلقی می‌گردد. در نتیجه، جایگاه رسانه به‌مثابه سازوکار ارتباطیِ تولید معنا، تثبیت حافظه فرهنگی و استمرار تاریخی تمدن، کمتر موضوع نظریه‌پردازی مستقل قرار گرفته است.
پژوهش حاضر با هدف صورت‌بندی نظری مفهوم «رسانه تمدنی» و بازتعریف نسبت رسانه و تمدن انجام شده است. این پژوهش از نوع بنیادی و نظری بوده و با بهره‌گیری از تحلیل مفهومی، مطالعه اسنادی و تلفیق انتقادی ادبیات حوزه‌های تمدن، ارتباطات، حافظه فرهنگی و هویت جمعی، چارچوبی مفهومی برای تبیین کارکرد تمدنی رسانه ارائه می‌دهد.
یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که رسانه تمدنی را نمی‌توان صرفاً ابزار انتقال اطلاعات یا بازنمایی واقعیت دانست، بلکه باید آن را زیرساختی ارتباطی و نمادین تلقی کرد که از طریق بازنمایی، معناپردازی، روایت‌سازی و تثبیت حافظه فرهنگی، گذار پدیده‌های اجتماعی را از سطح عینیت به منابع پایدار تمدنی امکان‌پذیر می‌سازد. بر این اساس، «الگوی منابع تمدن‌ساز» با اتکا بر سه مؤلفه عینیت، تعلق و تداوم تاریخی، منطق تبدیل واقعیت اجتماعی به حافظه فرهنگی، هویت جمعی و بازتولید تمدن را تبیین می‌کند.
نوآوری این پژوهش در ارائه مفهوم «رسانه تمدنی» نیست، بلکه در جابه‌جایی سطح تحلیل از رسانه به‌عنوان ابزار ارتباطی به رسانه به‌مثابه زیرساخت ارتباطیِ استمرار تمدن است؛ چارچوبی که می‌تواند افق‌های تازه‌ای برای بازاندیشی در نظریه‌های رسانه، مطالعات تمدنی و سیاست‌گذاری ارتباطی بگشاید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحول پارادایمی از دولت اسلامی به دولت تمدنی در اندیشه معاصر اسلامی</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5223.html</link>
      <description>مسئله محوری پژوهش حاضر، ناکافیِ تلقی رایج از «دولت اسلامی» در مواجهه با الزامات پیچیده حیات اجتماعی و تاریخی جوامع مسلمان است؛ تلقی‌ای که دولت اسلامی را به سازوکاری برای اجرای احکام شرعی فرومی‌کاهد و از تبیین نسبت آن با تمدن‌سازی اسلامی بازمی‌ماند. پرسش پژوهش این بود که این گذار از چه منطق درونی‌ای تبعیت می‌کند و در چه سطوحی صورت‌بندی نظری می‌یابد. با اتکا به چارچوب تحول پارادایمی و تحلیل مفهومی متون اولیه اندیشه سیاسی گفتمان انقلاب اسلامی، این پژوهش نشان می‌دهد که گذار یادشده جابه‌جایی هم‌زمان در سه لایه است، نه گسترش تدریجی کارویژه‌های دولت: در لایه مبانی، هستی‌شناسی توحیدی و انسان‌شناسی کمال‌گرا جایگزین مبانی حداقلیِ مشروعیت شرعی می‌شوند و مشروعیت را در پیوندی دوسویه میان اقتدار الهی و اراده مردمی بازتعریف می‌کنند؛ در لایه غایات، افق دولت از مدیریت اداری و تأمین نظم حداقلی به بازتولید هویت تمدنی و هدایت تاریخی امت اسلامی ارتقا می‌یابد؛ و در لایه ساختار، ضرورت نهادهایی آشکار می‌شود که بتوانند منطق ولایت، عدالت و مشارکت را نه به‌صورت مجزا، بلکه در پیوندی ارگانیک و در قالب ترتیبات نهادی متجسد سازند. مهم‌ترین دستاورد این پژوهش، اثبات این نکته است که سه لایه مستقل از یکدیگر عمل نمی‌کنند و هم‌زمانی و انسجام درونی آن‌هاست که یک دولت را از دولت اسلامیِ حداقلی به دولت تمدنی ارتقا می‌دهد؛ معیاری که تمایز میان تحول واقعی و بازآرایی صوری را فراهم می‌آورد. یافته‌های پژوهش، دولت تمدنی را نه بدیلی گسسته از دولت اسلامی، بلکه بسط ضروری و کیفی آن در افق تمدن‌سازی معرفی می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی حکمرانی مردمی بر مبنای مدل حلزونی حلقه‌های میانی</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5224.html</link>
      <description>بیان مسئله: در چند دهه گذشته، مشارکت فعال مردم به عنوان یکی از ارکان کلیدی تحقق «حکمرانی خوب» و «توسعه پایدار» در کانون توجه نظریه‌پردازان و سیاست‌گذاران قرار گرفته است. در نظام جمهوری اسلامی ایران نیز با اتکا به مبانی دینی و قانون اساسی، نقش مردم به عنوان ستونی اساسی در اداره امور جامعه تبیین شده است. این پژوهش بر آن است تا با توجه به اهمیت نقش مردم در حکمرانی، به بررسی و طراحی الگویی متناسب با این مبانی بپردازد.
 هدف: این پژوهش با هدف طراحی الگوی مطلوب حکمرانی مردمی با تأکید بر مبانی اسلامی صورت گرفته است. 
روش شناسی: با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از داده‌های کتابخانه‌ای انجام شده است.
یافته ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که در الگوهای رایج حکمرانی (مانند دموکراسی لیبرال یا حکمرانی شبکه‌ای)، اگرچه بر مشارکت مردمی تأکید می‌شود، اما در عمل، ساختارهای سلسله‌مراتبی و انحصار قدرت در نهادهای دولتی و بازار، مانع از نقش‌آفرینی حداکثری مردم می‌گردد. در مقابل، در اندیشه اسلامی، «مردم‌سالاری دینی» بر محوریت اراده عمومی در سایه رهبری الهی استوار است و مردم نه به‌عنوان ابزار، بلکه به‌مثابه بازیگران اصلی در تمام سطوح حکمرانی حضور دارند. این مقاله «مدل حلزونی حلقه‌های میانی» را به‌عنوان الگوی جایگزین مدل های حکمرانی موجود، پیشنهاد می‌دهد. ویژگی ممتاز این الگو، تکیه بر «ارزش‌های گفتمان انقلاب اسلامی» (مانند مسئولیت‌پذیری، عدالت‌طلبی و پیوستگی اجتماعی) به‌جای منافع فردی است که منجر به بسیج عمومی و حکمرانی مردمی می‌شود. نتایج این پژوهش می‌تواند به‌عنوان چارچوبی نظری برای تقویت نقش مردم در حکمرانی، مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رویکرد تمدنی رهبر شهید انقلاب، به مثابۀ شرطِ امکانِ نظام سازی حقوقی – قضایی در ایران</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5283.html</link>
      <description>زمینۀ تحققِ وضعیتِ حقوقی – قضایی جدید در ایران، از آستانۀ تجددِ ایرانی و قبل از انقلاب مشروطه فراهم گردید، اما این وضعیت به هیچ عنوان ظرفیتِ ایجاد یک نظام حقوقی – قضایی را نداشت. با کوششِ جریان روشنفکری غربگرا و به تقلید از نظام حقوقی – قضاییِ سکولارِ اروپایی و با غفلت از مبانی فرهنگی – تمدنیِ ایرانی – اسلامی، پایه های وضعیتِ جدیدی گذاشته شد که سنت شرعی – فقهی را به حاشیه راند و در ایجاد نظام حقوقی – قضایی مدرن در ایران نیز توفیق نیافت و در نهایت به وضعیتِ «نه این و نه آن»، و «هم این و هم آن» گرفتار آمد. انقلاب اسلامی ایران با تغییر بنیادین در چشم انداز تاریخی ایرانیان، رویکرد مدرن سازی وضعیت حقوقی- قضایی در پرتوِ توسعۀ غربی را به چالش کشید و افقِ تاریخی دیگری را مبتنی بر سنت ایرانی- اسلامی فرارویِ جامعۀ ایران گشود؛ اما علی رغم این تغییر جهت اساسی، در دو دهۀ اول انقلاب، بستر معرفتی و اجتماعی لازم در راستای نظام سازی حقوقی – قضایی ایجاد نشد و تحول در وضعیتِ سابق، مبتنی بر مقیاسِ اصلاحی – ترمیمی در دستور کار قرار گرفت. برای اولین بار در تاریخ معاصر ایران، از دهۀ سوم انقلاب، طرحِ رویکرد تمدنی از سوی رهبر شهید انقلاب، زمینۀ ارتقای مقیاس اصلاحی – ترمیمی به مقیاس نظام سازی حقوقی – قضایی را فراهم نمود و با سرپرستی ایشان، حرکت جدی به سوی نظام سازی حقوقی – قضایی در ایران، مبتنی بر بینش تمدنی ایرانی- اسلامی آغاز گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>موقوفات زنان و ظرفیت‌های آن برای تحقق تمدن نوین اسلامی؛مطالعه‌ای بر اساس تجارب تاریخی از صدر اسلام تا عصر عثمانی و صفوی</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5302.html</link>
      <description>نهاد وقف، نقشی بی‌بدیل در شکوفایی جوامع اسلامی ایفا کرده است. اما علی‌رغم گستردگی موقوفات زنان و تأثیر شگرف آن بر تمدن‌اسلامی، این حوزه چندان مورد توجه نبوده و حضور تاریخی زنان در تمدن‌اسلامی با تحریف فرهنگیِ ناشی از حاشیه‌رانی ادیبان و خیال‌پردازی‌های مستشرقان مواجه شده است. بررسی موقوفات زنان می‌تواند تصویری واقع‌گرایانه از جایگاه اجتماعی‌اقتصادی زنان مسلمان ارائه دهد. پژوهش حاضر با هدف واکاوی نقش فرهنگی‌اجتماعی موقوفات زنان در خیزش علمی تمدن اسلامی و استخراج دلالت‌های آن برای تمدن نوین اسلامی، به دنبال پاسخ به این پرسش است که موقوفات زنان چه انواعی داشته و چگونه می‌توان از این تجارب برای تحقق اهداف تمدن‌نوین‌اسلامی بهره گرفت؟ این پژوهش با رویکردی تاریخی-تحلیلی و با بهره‌گیری از روش‌های استقرایی و توصیفی‌تحلیلی انجام شده است. ابتدا همه گزارش‌های مرتبط با موقوفات زنان از صدر اسلام تا پایان دوره مدنظر گردآوری و سپس، داده‌ها بر اساس نوع موقوفات، طبقه اجتماعی واقفان و پراکندگی جغرافیایی دسته‌بندی و با روش تحلیلی، انگیزه‌ها و تأثیرات آن‌ها بر توسعه علمی و تمدنی شناسایی شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که موقوفات زنان گرچه در آغاز محدود بود، اما به‌تدریج توسعه چشمگیری یافت و زنان واقف از اقشار مختلفی برخاسته‌اند. انگیزه غالب، کسب ثواب اخروی از طریق «صدقه جاریه» بوده است. تأثیرات موقوفات زنان بر خیزش علمی و نیز توسعه شهری در تمدن اسلامی انکارناپذیر است. بر این اساس، آنچه به‌عنوان کاستی‌های موجود در وضعیت زنان در برخی جوامع اسلامی تلقی می‌شود، نه بازتابی از متن دین، بلکه برآیندی از تعامل عرف‌های محلی، رخدادهای تاریخی و مناسبات قدرت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی گفتمانی «تهدید-انگیزش-غایت» در اندیشه امام خامنه‌ای: تحلیل نسبت ترور، امید و تمدن‌ نوین اسلامی</title>
      <link>https://nic.shahed.ac.ir/article_5303.html</link>
      <description>امروزه، ترور و خشونت هدفمند، ازجمله چالش‌های پیچیده امنیتی و گفتمانی است که پیامدهای آن علاوه بر ساحت امنیت فیزیکی، لایه‌های هویتی، معنایی و آینده‌نگر جوامع همچون «امید» را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تبیین نسبت امید و ترور ازنظر گفتمان‌های تمدن‌ساز، فهم عمیق‌تر چگونگی تبدیل تهدیدها به فرصت‌های معنایی و راهبردی را فراهم می‌کند؛ ازاین‌رو، در این مقاله با رویکرد تحلیل گفتمان در سه لایه (توصیفی، تفسیری و مکانیسمی) و چارچوب نظری ترکیبی (امنیت‌سازی بوزان، اصل امید بلوخ، تمدن‌سازی اسلامی) گفتمان رهبر شهید انقلاب، واکاوی شد. ایشان، جهان معاصر را در قالب یک «میدان تهدید چندبعدی» از سطح نظامی تا هویتی بازنمایی می‌کند که دوگانه «استقامت-شهادت» به‌مثابه پاسخ معنوی-عملی، مرگ فیزیکی را به سرمایه معنوی هویت‌ساز بدل نموده و امنیت‌جمعی را بازتولید می‌کند. مفهوم «امید به آینده» نیروی محرکه و موتور انگیزشی تاریخ و جامعه، با تکیه‌بر تحلیل واقع‌بینانه از ظرفیت‌های داخلی و ایمان به وعده الهی، عمل می‌کند. در لایه‌نهایی، این مقولات، در قالب کلان‌روایتِ «تمدن‌سازی» معنا می‌یابد تا افق غایت‌شناختی گفتمان را شکل داده و کنش‌های فردی و جمعی را در جهت تحقق نظم جهانیِ عدالت‌محور بازمعنا کند. الگوی سه‌گانه «تهدید-انگیزش-غایت» در این گفتمان، تهدید نه پایان بحران، بلکه نقطه آغاز حرکت تاریخی و محرّکی برای بازتعریف معنایی است؛ فرآیندی که به بسیج اجتماعی، تقویت هویت‌ِملی–اسلامی و جهت‌دهی به کنش تمدنی می‌انجامد. بدین‌سان، گفتمان از سطح دفاعِ صرف و واکنش‌گرایی فراتر رفته و به گفتمانی فعال، معنابخش و آینده‌ساز بدل می‌شود که امنیت، امید و پیشرفت را در چارچوب نظریه تمدن نوین اسلامی به‌صورت هم‌افزا تلفیق می‌کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
